نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت
12:22 توسط ki_T| |
پرواز چه لذتی دارد وقتی زنبور کارگری باشی که نتوانی عاشق ملکه بشوی
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت
17:6 توسط ki_T| |
آدمی که می خواهد برود می رود داد نمی زند که من دارم می روم ...آدمی که رفتنش را داد می زند نمی خواهد برود .....................داد می زند که نگذارند برود
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت
0:23 توسط ki_T| |
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام
"رفت و آمد" ...یا ......"آمد و رفت" ؟
آدمها میروند که برگردند یا میآیند که بروند؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت
0:20 توسط ki_T| |
این روزها اگر بخندی بیشتر در کنارت احساس امنیت می کنند تا گریه کنی پس میخندم درحالیکه اشکهایم را پاک می کنم
نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت
12:35 توسط ki_T| |
همیشه صداهای بلند را می شنویم، پررنگ ها را می بینیم، سخت ها را می خواهیم. غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت
0:46 توسط ki_T| |
About
ki_ti
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست...
گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...
غـــــريبه !
اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم... ... ... ...